اخبار تازه

پربازدید ها

    کد خبر ۱۵۳۲ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۱۵

    یک چالش زنانه؛ عشق یا پیشرفت

    تهران- روزنامه ایران- شماره 6276- 17 ساله بودم که دیپلم گرفتم. فردای آخرین امتحانم، عروسی ام بود. توی سرم رؤیاهای زیادی داشتم. فکر می کردم ازدواج مانع رسیدن به رؤیاهایم می شود ولی تسلیم این فکر نشدم.

    بلافاصله وارد دانشگاه شدم. حقوق قضایی دانشگاه تهران. پسر اولم یک سال بعد از عروسی دنیا آمد. حقوق را رها کردم و زبان انگلیسی خواندم، در دانشسرای عالی. آن موقع فقط سه تا خانم بودیم که آنجا درس می خواندیم. من و دختر آیت الله طالقانی و دختر مهندس بازرگان. معلمی را دوست داشتم.
    شغلم شد معلمی. وقتی نزدیک بازنشستگی ام شد، فکر کردم نمی توانم در خانه بنشینم و افسرده شوم. به فکر راه انداختن دامداری افتادم. شغل آبا و اجدادی مان بود. ما اصالتاً طالقانی هستیم. همسرم حمایتم کرد. خانه مان را که تنها دارایی مان بود فروختیم و کار را شروع کردم. موانع زیادی پیش رویم بود.
    می گفتند این کار، مردانه است. گفتم مگر قرار است گاوها را بلند کنم و روی کولم بگذارم؟! دامداری صنعتی تأسیس کردم و علاوه بر تولید شیر و گوشت، به وسیله لقاح مصنوعی، کار اصلاح نژاد هم انجام می دادم. همین شد که 4 سال در مسابقه انتخاب بهترین گاو هولشتاین، مدال طلا گرفتم. سریال همسران را یادتان هست؟!
    گاوی که مال دایی کمال بود و در مسابقه برنده شد، گاو من بود. حالا هم مشکلاتی هست اما نمی خواهم کسانی را که می خواهند وارد عرصه کارآفرینی شوند، ناامید کنم. من در کنار کارم، چیزی برای زندگی ام کم نگذاشتم و به رؤیاهایم هم رسیدم.

    این، داستان ماهرخ فلاحی است؛ 70 ساله. رئیس هیأت مدیره انجمن زنان کارآفرین ایران. نمونه ای موفق از زنانی که به دنبال رؤیای خود رفته و موفق شده اند.
    شما چقدر دنبال رؤیاهایتان رفته اید؟ اصلاً رؤیایی داشته اید؟ روی صحبت مان با شما خانم هاست. بله، شما. شاغل هستید یا نه؛ فرقی نمی کند. ممکن است در زندگی تان حتی برای یک بار هم که شده با خود فکر کرده باشید کسب و کاری راه بیندازید و دست تان تمام و کمال توی جیب خودتان باشد.
    تفکر مرسوم از قدیم همواره این بوده که ضرورتی برای کار کردن زن ها وجود ندارد و اگر هم قرار است کاری کنند بهتر است در اداره یا سازمانی کارمند باشند. کارمند بودن البته اعتباری بود که شامل همه می شد؛ چه زن و چه مرد. اینکه شخص، آب باریکه ای داشته باشد و حقوق ثابت سر ماه و حق بازنشستگی، برای خودش مزیتی بود که با هیچ کار آزاد و کسب و کار خصوصی برابری نمی کرد. همین مسأله هم بود که فارغ التحصیلان دانشگاه را به سمت تصدی مشاغل دولتی سوق می داد. اما حالا شرایط فرق کرده. تعداد دانش آموختگانی که درصدد راه انداختن کسب و کار خود هستند، رو به افزایش است. نسل تازه کارآفرینان.
    مشکلات البته همیشه وجود دارد؛ مشکلاتی که گاه فرد را به کل از کارآفرینی منصرف می کند اما دلسرد شدن و بازگشتن به همان تفکر قدیم، راحت ترین کار ممکن است.
    فیروزه صابر، پژوهشگر و مؤسس بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان در این باره می گوید: «در حوزه کارآفرینی چالش هایی وجود دارد که به دو بخش چالش های بیرونی و درونی تقسیم می شود. با توجه به شرایط کنونی جامعه و چالش های محیطی که وجود دارد، راحت تر آن است که اصلاً کسی وارد حوزه کارآفرینی نشود اما کارآفرینان همواره فرصت ها را می بینند و به دلیل وجود همین فرصت ها، پیش می روند وگرنه چالش که همیشه وجود دارد. بر اساس مطالعاتی که انجام شده، چالش های کارآفرینی زنان در بخش هایی بیشتر از مردان است.»
    صابر ادامه می دهد: «در حال حاضر نرخ اشتغال زنان 4/14 درصد است. این نشان می دهد که نیمی از جمعیت فعال و مولد کشور، در چرخه کار وارد نشده اند. نبود زنان در صحنه کار و جامعه، به توسعه کشور لطمه جدی می زند. درحالی که اگر این جمعیت از حالت مصرف کنندگی خارج شوند، شاهد توسعه بیشتر کشور خواهیم بود. خبر خوب این است که 75 درصد از زنان شاغل ما، در بخش خصوصی کار می کنند و این، یعنی فرصت؛ فرصتی که راه را برای کارآفرینی زنان هموارتر می کند. البته نمی شود انکار کرد که هنوز چالش های زیادی در این راه وجود دارد اما اگر کارآفرینی را یک نظام ببینیم، وقتی تمام قسمت ها همچون دولت، بخش خصوصی و کارآفرینان، مثل یک پازل سرجای خود قرار گیرند، به نتیجه مطلوب می رسیم اما عملاً این طور نیست و به همین دلیل هم هست که همیشه به حداقل ها می رسیم. ما بیش از 60 درصد فارغ التحصیل زن داریم که خیلی از آنها حتی به بازار کار نمی رسند چه برسد به اینکه کارآفرینی کنند.»
    عضو مؤسس انجمن زنان کارآفرین، چالش های فردی را مهم تر از چالش های محیطی در بحث کارآفرینی زنان می داند: «در جامعه ما، مدل پرورش زنان، مدل حمایتی است. زنان در بیشتر اوقات خواهان حمایت هستند؛ از خانواده، همسر و دولت. این خودش مانع بزرگی است. واقعیت این است که بخش خصوصی خودش باید توانمند باشد. زنان به جای اینکه دنبال حمایت باشند، باید به راه حل بیندیشند تا این چالش بزرگ از پیش پایشان برداشته شود. در واقع لازم است تا بیشتر از محیط، به درون افراد مراجعه کنیم. گاهی ناکارآمدی خود را به شرایط محیطی نسبت می دهیم درحالی که باید به دنبال حل مشکل در درون خودمان باشیم.»
    کنترلگراها به مشکل برمی خورند
    وقتی صحبت از درون و در واقع روح افراد می شود، باید نظر کارشناسان و متخصصان امر را دانست. موارد بسیاری وجود داشته که زنان، با انگیزه و انرژی بالا به شروع حرفه ای اقدام کرده اند و اتفاقاً خیلی هم در حوزه کارآفرینی موفق بوده اند اما پس از مدتی به دلیل تعارضاتی که بین کار و زندگی شخصی شان به وجود آمده، ناچار به ترک کار شده اند یا زندگی خانوادگی شان از هم پاشیده است.
    اینکه زن وظیفه همسری و مادری خود را بخوبی انجام دهد و از سوی دیگر، کارآفرین موفقی هم باشد، کار آسانی نیست اما بسیاری از زنان همچون ماهرخ که داستانش را در ابتدا خواندید، ثابت کرده اند این کار غیرممکن نیست؛ ایجاد تعادل بین کار و زندگی.
    دکتر فاطمه رحیمی نژاد، روانشناس و مدرس دانشگاه در این باره حرف های جالب توجهی دارد: «همه انسان ها نیازهایی دارند که بین شان مشترک است. این نیازها به لحاظ روانشناسی به 5 دسته تقسیم می شوند: نیاز به عشق ورزیدن و دریافت محبت، نیاز به آزادی و قدرت انتخاب، نیاز به تفریح و لذت بردن، نیاز به قدرت و پیشرفت و نیاز به بقا. میزان این نیازها در افراد یکسان نیست. مشخص شده است که در زنان کارآفرین، نیاز بالایی به قدرت و پیشرفت وجود دارد. تقابلی که بین نیاز به قدرت و نیاز به عشق وجود دارد، ایجاد چالش می کند. زوج های زیادی به من مراجعه کرده اند که خانم دارای نیاز بالای پیشرفت و قدرت بوده و در عوض میزان نیاز به عشق در او پایین بوده است که در موارد اینچنینی مشکل اساسی بین زوج ها به وجود می آید.»
    رحیمی نژاد ادامه می دهد: «افرادی که نیاز به قدرت شان بالاست، خیلی کنترلگر هستند. البته خود کنترل به دو بخش کنترل درونی و بیرونی تقسیم می شود. کسانی که کنترل درونی دارند برای رسیدن به خواسته شان، سعی می کنند شرایط خودشان را عوض کنند اما در کنترل بیرونی، شخص تلاش دارد دیگران را تغییر دهد تا در کنار تلاش خودش، به چیزی که می خواهد برسد. افراد دارای نیاز بالا به قدرت، معمولاً کنترل بیرونی دارند و همین باعث می شود تا کم کم خانواده و نزدیکان، از اطراف شان پراکنده شوند. به عنوان مثال، خانم برای موفقیت در کارش انتظار دارد همسرش همواره در کنار او باشد و تمام خواسته هایش را برآورده کند. راه میانبری برای حل این مشکل وجود دارد. باید توجه داشته باشیم که وقتی فقط بر طبل قدرت می کوبیم، نمی توانیم به نیاز به عشق اطرافیان پاسخ بدهیم. برای انجام وظیفه همسری و مادری هم باید این نیاز را برآورده کنیم. بنابراین اگر بین دو نیاز خود تعادل برقرار کنیم، یعنی هم وظیفه همسری و مادری را انجام دهیم و هم در کار خود جدی باشیم، مشکلی پیش نمی آید.»
    «نکته دیگر این است که باید همواره 4 سؤال را از خود بپرسیم. اول: خواسته ام چیست؟ دوم: برای رسیدن به خواسته ام، چه کار می کنم؟ سوم: آیا کاری که می کنم، من را به خواسته ام می رساند؟ چهارم: اگر رفتاری که می کنم در جهت خواسته ام نیست، چه برنامه دیگری دارم؟ با پرسیدن این سؤال ها از خود، بر بسیاری از مشکلات و چالش های موجود می توان غلبه کرد.»
    شاید زمان آن رسیده که شما هم به جای فکر در مورد مشکلات، فرصت ها را ببینید و باتوجه به توانایی ها و امکانات خود، دنبال رؤیاهایتان بروید. کارآفرین شدن، تفکر و روش مثبتی است که می تواند مسیر زندگی خیلی ها را تغییر دهد.

    روزنامه ایران
    9353/1831

    این سایت صرفا مطالب مرتبط با کارآفرینی را جمع آوری نموده و به هیچ وجه در پی تایید و یا رد محتوای آنها نیست.
    برچسب ها :کارآفرینی